السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

284

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

شده واجب است بيرون أيد وهر گاه مشغول بنماز شده در وسعت وقت بايد نماز را قطع كند ودر ضيق وقت واجب است در حال اشتغال بنماز بيرون رود براي ركوع وسجود هم اكتفاء باشاره نمايد وهر گاه باعث بيرون رفتن از آن توبه وپشيماني نباشد واجب است نيز نماز خود را قضا كند بلكه أحوط قضاء است اگر چه بقصد تخلص از غصب وپشيمانى باشد ( مسألة 20 ) اگر داخل مكان غصبي شد جهلا يا نسيانا يا گمان كرده بود اذن مالك را وبعد ملتفت شد كه مغصوب است پس در وسعت وقت جايز نيست بنماز شروع كند وهر گاه در أثناء نماز ملتفت شد واجب است قطع كند نماز را واز راهى كه نزديك تر است بيرون رود واگر در ضيق وقت ملتفت شد در حال بيرون رفتن بنماز مشغول شود وبقدر امكان مراعاة قبله را بنمايد وقضاء آن واجب نيست اگر چه أحوط است اينها در صورتي است كه نداند رضايت مالك را بماندن بقدر نماز والا نماز بخواند وبعد از آن بيرون أيد وهم چنين است حكم كسيكه از جانب مالك مأذون بوده در دخول انمكان ودر انحال از اذن خود برگشت يا مرد وبوارث أو منتقل شد ( مسألة 21 ) اگر مالك اذن دهد بخصوص نماز يا بهر كارى وپيش از شروع در نماز از اذن بر گردد پس در وسعت وقت واجب است بيرون رود ودر ضيق وقت در حال بيرون امدن نماز كند وهر گاه بعد از شروع بنماز مالك از اذن خود رجوع نمايد بعض علماء فرموده اند التفات بنهى مالك نكند ونماز را بنحو استقرار تمام كند اگر چه در وسعت وقت باشد مگر در صورتيكه ماندن أو باعث ضرر بزرگي بر مالك باشد لكن أقوى وجوب شكستن نماز است در وسعت وقت ومشغول بودن بان است در حال خروج در ضيق وقت بخصوص در صورتيكه ماندن براي مالك ضرر داشته باشد ( مسألة 22 ) اگر مالك اذن بنماز دهد ولى قرايني باشد كه راضى نيست واذن أو از ترس ونحو آن بوده جايز نيست نماز كند چنانچه در صورت عكس بعكس است ( مسألة 23 ) اگر امر داير باشد ما بين ادراك تمام نماز در وقت در حال بيرون امدن يا ادراك يك ركعت يا زيادتر در وقت با مستقر بودن در مكان مباح ظاهر وجوب أول است زيرا كه مراعاة وقت أهم است از مراعاة استقرار واستقبال وركوع وسجود اختياري دويم از شرائط مكان آنست كه مستقر باشد پس در حالت اختيار نماز در حال سواري يا ارجوحه يا در كشتى ونحو آن از جاهائيكه استقرار مصلي در آن فوت مىشود جايز نيست بلي در حال اضطرار اگر چه بجهت ضيق وقت